X
تبلیغات
رشته نمایش

رشته نمایش

بازیگری و کارگردانی

پرسش سوال

سلام به همه دوستای خوب و عزیزم

امیدوارم حالتون خوب باشه

من یه مدت طولانی نبودم امیدوارم منو ببخشید...

از این به بعد من تو این وب به سوالای شما راجع به این رشته جواب میدم هرگونه سوالی که داشتین از این

رشته بازیگرای این رشته و...امیدوارم بتونم پاسخگوی تمام سوالاتون باشم

و اگه خواستین در مورد چیزی بیشتر توضیح بدم حتما بهم بگین تا اینکارو بکنم

ممنونم از همتون و یاحق...

+ نوشته شده در  شنبه چهارم شهریور 1391ساعت 19:27  توسط شیدا  | 

ادبیات نمایشی

سلام عرض میکنم خدمت دوستای عزیزم

از این تاخیری که توی این اپ شد واقعا شرمندم اما امروز با چیزای تقریبا خوب اومدم ...

امروز میخوام پخش هایی از اصطلاحات این رشته و در مورد ادبیات نمایشی براتون توضیح بدم خب اول ادبیات

نمایشی:

نمایش یا درام به معنای نشان دادن، باز نمودن و مرادف اصطلاحات تماشا، تقلید و بازی است؛ در

اصطلاح به هر اثری كه برای اجرا در روی صحنه تئاتر توسط بازیگران نوشته شده باشد، نمایشنامه

می‌گویند.

مهد نمایش یا درام، یونان باستان بوده است. «دراما» در یونانی به معنای كار یا عملی است كه واقع

می‌شود؛ و در اصل هنری است كه روی صحنه می‌آید.

ادبیات نمایشی یا دراماتیك بر اساس تقسیم بندی ارسطو یكی از انواع مهم ادبیات بوده و به دو نوع

كمدی و تراژدی تقسیم می‌شود: تراژدی، نمایشِ اعمال مهم و جدی است كه در مجموع به ضدِ قهرمانِ

اصلی تمام می‌شود و هسته داستانی((plot به فاجعه (Catastrophe) منتهی می‌شود؛ این فاجعه

معمولاً مرگ قهرمان تراژدی است؛ مرگی كه اتفاقی نیست بلكه نتیجۀ منطقی و مستقیم حوادث و

مسیر داستان است. یونانیان نخستین تراژدی نویسان بودند. چند اثر مهم تراژدی دنیا عبارتند از: رمیو و

ژولیت، اُتلٌو، و مكبث از شکسپیر؛ تراژدی «آندروماك» اثر «راسین».

در ادبیات ایران، نمایش به مفهوم واقعی و رسمی کمتر قدمت دارد؛ اما، با توجه به ویژگی‌های تراژدی،

نمایشِ سنتی «تعزیه» كه قدیمی‌ترین نمایش بومی ایران است، می‌تواند در چارچوب تراژدی قرار بگیرد.

نوع دوم ادب دراماتیك، «كمدی» "Comedy" است. كمدی اثری نمایشی است كه با جلب توجه بیننده

به خود، باعث سرگرمی می شود. هدف كمدی خنده و تفریح است؛ اما، در واقع مسایل جدی در پردۀ

شوخی طرح می‌شود؛ از نمونه های خوب كمدی «سفر دراز روز در شب» اثرِ «یوجین اونیل» و «شب

دوازدهم، توفان، هیاهوی بسیاری برای هیچ» از آثارِ «شكپیر» است. شاید بتوان معادل كمدی در ایران

را، در بخش نمایش‌های سنتی، مثلِ بقال بازی، نمایش تخته حوضی یا سیاه بازی دانست كه برای

ایجاد روحیه شادی و خنده در بین مردم اجرا می‌شده است.

تاریخچه ادب دراماتیك بی‌تردید به یونان باستان می‌رسد. در این كشور باستانی، به نمایش توجه و

اهمیت زیاد داده می شد و اولین بار ارسطو به صورت كلاسیك بدان پرداخت، به نحوی كه آراء ارسطو،

منبع مهم و اولیه‌ای است كه هنوز هم مورد مطالعه و استفاده است.

به طور كلی درام در اكثر تمدن‌های قدیم وجود داشته و جزء مراسم مذهبی محسوب می‌شده است؛

زیرا در آن مراسم به تجلیل خدایان و مردگان و از كیفیت گناهان و امثال این موضوعات سخن می‌رفته

است. سابقۀ درام در مصر به حدود چهار هزار سال قبل از تولد مسیح می‌رسد. در روم باستان درام

بسیار رواج داشته و در اروپای قرون وسطی، كلیسا بر اثر علاقه مفرط مردم به تئاتر، درام مذهبی را به

وجود آمد كه در آن زندگی مسیح و قدسیان به صحنه می‌آمد. در اروپای عصر رنسانس، درام قدیم یونان

و روم دوباره ظهور کرد.

در ایران پیش از اسلام نمایشنامه وجود داشته در جریان تاریخ ایران، نخستین بار در دورۀ پارت‌ها به

صحنه سازی  سورنای بزرگ(به كسر سین و واو) بر می‌خوریم كه می‌توان آن را به عنوان اولین نمایش

ضبط كرد. از دوره ساسانیان دربارۀ نمایش، متنی به نام «در كنار قصر پاد – واژ یك آواز جا دارد» باقی

مانده؛ و «پتواژ گفتن» نامی است كه ساسانیان به تئاتر خود داده بودند. در دورۀ ملاجقه «خیمه شب

بازی» متداول بود.

مقارن با تحولات زیاد دورۀ مشروطه در ایران، در جریان انتقاد از گذشته و رویكرد به پدیده‌های نو، تحولی

در عرصه نمایش به وجود آمد. نمایش به عنوان یك نوع ادبی (ژانر) از همین موقع شكل گرفت. نخستین

انگیزه‌های ایجاد نمایش جدید، با سفر برخی رجال و جوانان به اروپا و دیدار آنان از تماشاخانه غرب میسر

شد.

نوشتن نمایشنامه در ایران، ابتدا با ترجمه آثار نمایشی غربی ها شروع شد. آثار كسانی مثل مولیر،

شكسپیر، دوما و ... به فارسی ترجمه شده، بعضاً به صحنه رفت. در همین زمان، كسانی دست به

نوشتن نمایشنامه هم بردند، از جمله آخوند زاده، احمد محمودی، میرزا آقاخان تبریزی و ...؛ این

نمایشنامه‌ها از نظر فنی و تكنیك درام نویسی ضعیف و از نظر محتوا پرمایه بود و تمام موضوعات مطرح

در دوره مشروطه از جمله آزادی، قانون، وطن و ... در آن مطرح شده بود. یكی از دلایل گسترش

نمایشنامه نویسی در ایران آن روزگار، امكان طرح مسایل سیاسی و اجتماعی در نمایشنامه برای

مخاطبان عام بود.

اولین نمایشنامه آن دوران با سبك درام غربی، «جعفرخان از فرنگ آمده» اثر حسن مقدم است. بعد از

این، با وجود اینكه نمایش و تئاتر از پایه‌های بنیادین در ایران برخوردار نبوده اما همواره هنرمندان تلاش

كرده‌اند نمایشنامه‌های خوبی نوشته و به صحنه آورند؛ مانند آثار غلامحسین یوسفی، علی نصر، بهرام

بیضایی و دیگران.


حالا میریم سراغ اصطلاحات:

سکانس
سکانس یک فصل از فیلم‌نامه‌ است که می‌تواند از یک یا چند صحنه تشکیل شود و یک موضوع را دنبال می‌کند که با پایان یافتن آن موضوع سکانس نیز عوض می‌شود.


صحنه
مکان فیلم برداری را صحنه (Location) گویند. در یک صحنه به فضای حاکم بر آن، بازی بازیگر در صحنه، دیالوگ‌ها و اتفاقاتی که در آن مکان صورت می‌گیرد پرداخته می‌شود. صحنه از یک یا چند پلان تشکیل می‌گردد که ممکن است داخلی یا خارجی و یا روز یا شب یا ساعاتی دیگر باشد.


پلان، نما یا شات
پلان کوچک‌ترین واحد یک فیلم است به عبارت دیگر پلان برشی از یک صحنه است.

امیدوارم که مفید باشه برای عزیزان...

بازم بخاطر تاخیری که در آپ شد معذرت میخوام و تا پست بعد همتونو به دست خدای مهربون میسپارم

    یا علی...

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1390ساعت 13:24  توسط شیدا  | 

کتاب3

سلام به همه دوستای عزیزم که تو این فصل سرما با قدماشون دل مارم گرم میکنن...

امیدوارم هرجاکه هستید سالم و سلامت باشید همراه با آرامش

اول از همه شهادت هشتمین اختر تابناک ، امام رضا (ع) رو به همه مسلمانان جهان تسلیت میگم امیدوارم که بتونیم

راه این امام بزرگوار رو ادامه بدیم...

امروز اومدم تا دو صفحه آخر از چکیده کتاب فن بازیگری و سینما رو بذارم تا باهم بخونیم

صفحه ی هشتم

حتی از نظر نظری بازیگر می توان در کار تدوین دخالت داشته باشد و با دست کاری تصویر و صدای سینماییش که در

نوارهای جداگانه ای ضبط شده اند آخرین صیقل را به بازی خود بدهد بازیگر باید احساس کند که در تمام مراحل کار

می تواند به کارگردان تکیه کند . و این نکته را باید بداند که تدوین نادرست تمام زحمت و تلاش او را به باد می دهد .

اینجا اجازه می خواهم مطالبی کوتاه در رابطه با بازیگر تئاتر بگویم . آن را با بازیگر سینما مقایسه کنم . در تئاتر سه

عامل لحن ، آرایش ، حرکات مهمترین اعمالی است که بازیگر تئاتر در کار بر آن واقف است . در مورد لحن ، باید گفت

که در تئاتر حتی پچ پچ بازیگر نیز باید طوری بیان شود که حتی آخرین نفر در سالن قادر به شنیدن آن باشد و باید به

گونه ای بازیگر تئاتر این پچ پچ را انجام دهد که هرگز نوع ادای کلمات باعث از بین رفتن اثر نشود . آرایش در مورد گریم

بازیگر است که معمولا گریم در تئاتر بسیار غلیظ انجام می شود تا همه ی تماشاگران بتوانند خطوط را در چهره

احساس کنند و حرکات که نباید از چشم تماشاچی پنهان بماند . ولی سینما و یا فنون سینما کار تقویت وضوح و

تاثیر را انجام می دهد و یا نورپردازی و حتی حرکات میکروفون در این امر موثرند . بازیگر در سینما کوچکترین حرکت که

از درون برانگیخته ولی از برون سرکوب شده باشد باز تمشاگر می تواند به یاری دوربین و میکروفون کبه بازیگر نزدیک

می شود ببیند و بشنود تا اینجا بازیگر باید دو عنصر اساسی را محور قرار دهد :

او : چیرگی بر مسائل خلاقه ی هنر تدوین و پیروی بازیگری وی از آن ، دوم : جذب انگاره ی بازی شده، به طور آلی و

تمام .

صفحه نهم

در سینما مفهومی وجود دارد به نام طبیعی بازی کردن بسیار پیش آمده است که بازیگران به جای خود نقش بازی

کرده اند و یا کار بازیگران آماتور . اما با این حال انگاره هایی آفریده اند که با سبک کلی فیلم انطباق یافته اند ام

نقشی که بازیگر بازی می کند حتی اگر نقش خود او باشد باید مهر بینش کارگردان را بر پیشانی داشته باشد و

نقش او هیچ وقت نمی تواند حاصل جمع خصوصیات فردی او باشد زیرا تا حدی در دستورات تدوینی کارگردان تبعیت

می کند یعنی تا حدی بازی می کند .

بازیگر در فرایند آفرینشش اول واقعیت را می شناسد ؛ بعد به همراه تماشاگر و توسط امکانات هنرش ؛ نتایج شناخت

خویش را در قالب رفتاری که خود وی به تازگی ان را ساخته و سامان داده بیان می کند .

در سینما با حضور دوربین و میکروفون غیر ساکن که فیلم برداری قابل تدوین از بازیگر را می سازد تئاتری کردن بازی

غیر قابل اجراست وتنها بازیگر می تواند خود را به نقش نزدیک کند و تنها راه پی بردن به حقیقت یک پدیده نزدیک

شدن به آن است و نیز بررسی کردن آن با همه ی ژرفای آن ، همه ی پیچیدگی پیوند آن با دیگر پدیده ها .

در هنر انگاره ای را واقعگرایانه می نامیم که بیان واقعیت عینی باشد با حداکثر دقت حداکثر وضوح ، حداکثر عمق و

حداکثر میزان در برگیری پیچیدگیش . ناتورالیست عالی ترین شکل واقع گرایانه در هنر است .

یکی دیگر از تناقضات سینما و تئاتر مدت ماندگاری بازیگرهاست . در تئاتر انگاره ای که بازی می شود زودتر با صاحب

انگاره یا بازیگری که آن را بازی می کند قطع رابطه می کند ولی در سینما این طور نیست بازیگر سینما باید صادق و

درست باشد . تلاشش برای دست یافتن به واقعیت انگاره باید طبیعی باشد .

بله اینم دو صفحه آخر از چکیده کتاب ، امیدوارم مفید بوده باشه برای همه دوستداران این رشته.

حالا بخاطر اینکه این پستم خشک و خالی نباشه سه تا عکس از تئاتر " مشروطه بانو " میذارم بازیگران این تئاتر

عبارتند از:رویا نونهالی ، رویا میر علمی ، محمد مختاری ، آذر خوارزمی ، شهرام حقیقت دوست ، مجید رحمتی ، رضا

بهرامی، علی سلیمانی ، خسرو شهراز ، ایمان دبیری ، هومن سیدی ، بهزاد فراهانی ، آزاده صمدی ، مسعود

میر طاهری ، لیلا برخورداری ، بهناز جعفری ، علیرضا محمدی ، محمود جعفری ، علی میلانی ، مریم توکلی ،

فریده سپاه منصور و سیامک صفری

کارگردانی این تئاتر بر عهده آقای حسین کیانی بوده.

ـــــــــــــــتـــــــــــــئـــــــــــــــــــــــــــا تـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــر

ـــــــــــــــتـــــــــــــئـــــــــــــــــــــــــــا تـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــر

ـــــــــــــــتـــــــــــــئـــــــــــــــــــــــــــا تـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــر  

بله اینم از عکساش امیدوارم این پست هم مورد قبول دوستان واقع شده باشه

بازم شهادت امام رضا (ع) رو به همه عزیزان تسلیت میگم و دوباره مثل همیشه

                              یا حق...


برچسب‌ها: نمایش, رشته نمایش, تئاتر مشروطه بانو, تئاتر, بازیگری, رشته بازیگری
+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم بهمن 1390ساعت 13:2  توسط شیدا  | 

کتاب2


سلام میکنم به دوستای عزیزم که اینجا تشریف میارن

حالتون خوبه؟ خداروشکر امیدوارم همتون سالم و سلامت باشین امروزم اومدم تا ادامه کتابی رو که تو پست

قبل معرفی کردم بذارم امیدوارم خوشتون بیاد بریم بخونیم...  

صفحه ی چهارم

بازی بازیگر تکه تکه گرفته می شود و افسوس که این تکه ها را کارگردان جمع آوری می کند که در اکثر موارد نمی گذارد بازیگر به او نزدیک شود یا شاهد کار باشد . اما این روش کاری که توسط خیلی از کارگردانان انجام می شود کاملا غلط است و ما نباید آن را بپذیریم و باید بگذاریم بازیگر در سینما مانند تئاتر در نقشش زندگی کند . بازیگر است که باید شکل کلی فیلم را با استفاده از سناریویی منسجم در ذهنش شکل دهد و با این روش بر تکنیک فیلم سازی غلبه کند و بتواند انگاره ی مورد نظر را به خوبی ارائه دهد . دربرگیری یک واقعیت هدف یک کارگردان است که در تئاتر از طریق یک بازیگر میسر است انسانی با حرکات و گفتار و پیوندش با اشخاص دیگر از راه گفت و گو . در رویداد حرکات همراه با کلمات بیشترین اهمیت را دارند . پانتو میم نمونه ی ویژه ای است که اهمیت حرکت در کار بازیگری را به وضوح بیان می کند . اما تکنیک بیشتر مواقع به بازیگر کمک می کند که بهتر دیده شود . مثلا صحنه ی یک سخنرانی را در نظر بگیرید سینما با نشان دادن حرکات دست ، چهره و سایر حرکاتی که سخنران انجام می دهد مثلا بستن چشمها و بیان دیالوگ برای دلجویانه کردن دیالوگ و نشان دادن ان به وسیله ی زاویه ی دوربین و در کنار هم قرار دادن آنها به وسیله ی تدوین بسیار کار بازیگر را آسانتر می کند .

صفحه ی پنجم

برگردیم به تمرین : 

 در تمرین زمان دیگر محدود کننده ی بازیگر نیست و این به بازیگر کمک می کند که شخصیت زنده اش را در هر جهتی که لازم است با انگاره ای که بازی می کند پیوند دهد . او می تواند در انگاره اش زندگی کند و حتی می تواند ان را با قطعاتی که مشمول نمایشنامه نیستند ولی با انگاره پیوند آلی دارند بسنجد . اما یک کارگردان چگونه می تواند به بازیگر کمک کند بیشتر کارگردانان این کار را به طور ساده انجام می دهند به طور مثال ابتدا با بازیگر نقش فیلم نامه را مطالعه می کنند بعد درباره ی نقش با او صحبت می کنند که به آن اصطلاحا کنفرانس نقش می گویند بازیگر در این مرحله می تواند نقش را در ذهنش متصور سازد و بدون اینکه آن را در برابر شخص واقعی انجام داده باشد آن را پیدا کند و با آن در آمیخته شود . البته این عمل در بهترین حالت چنین بوده است در بدترین حالت تنها دستوراتی که کارگردان در هنگام فیلم برداری به بازیگر گوشزد می کند در واقع دستور العملی است برای بازیگر . کولشوف در فیلم تسلی بخش بزرگ فیلمنامه ای نوشت که در ان تمامی جزئیات تکنیکی بیان شده بود ، نماهای فیلم نامه به همان ترتیب شماره خورده در یک استودیوی کوچک اجرا شدند و او قبل از فیلم برداری نمایشی از فیلم به اجرا در آورد کولشوف هر صحنه را تا حد امکان طوری به اجزا در اورد که بعدا پس از تمرین دقیق بتواند به قالب سینمایی برگردد وب دون هیچ تغییری فیلم برداری شود .

صفحه ی ششم

این شیوه ی تمرین سه نتیجه داد : اول کار آماده سازی بازیگر تا عمیق ترین درجه ی ممکن انجام شد ، دوم : مجریان فرصت یافتند فیلم را پیش از فیلم برداری ببینند و هر اصلاح و تغییر لازم را به موقع انجام دهند ، و سوم : زمان هدر رفته برای انجام مقدمات فیلم برداری هر نما ، که چنان که همه می دانند ، مستلزم هدر رفتن پول زیادی است به حداقل کاهش یافت . اما در تمرین صحنه ای که مثلا قرار است بازیگر در داخل رودخانه ای شنا کند در هنگام تمرین دیگر لازم نیست که انرژیش را صرف تصور کردن یک رود بکند بلکه باید شیی را جایگزین آن کرد مثلا یک پنجره به همین سادگی البته این کار می تواند خیلی سهل تر از این هم باشد با آماده کردن فیلم نامه ای با عنوان فیلمنامه ی بازیگر . البته بهترین کار برای داشتن بازیگران منسجم به این صورت است که در فیلمنامه پس از کار تمرین بنا به درخواست بازیگران ویرایشی ایجاد شود تا بدین ترتیب بازیگر بتواند به نقشش شفافیت و انسجام بخشد . جسمیت دادن به انگاره ی نقش خویش ، جست و جو برای پیدا کردن شکل بیان خارجی آن . صدا – ادا- حرکت و ملاحظه دقیق گرایش بینشی عمومی نقشش که کار وی را با کل اجرا و با تک تک جزئیات به طور جداگانه پیوند می دهد . بازیگر تئاتر در بیان خارجی کار فرآیند بازیش را در قالبی موزون می ریزد . لحن صدا در هنگام صحبت یا موکد می گردد یا سستی می پذیرد ، بسته به اینکه در مواقع مختلف یا می خواهد تماشاگر را غرق محتوای گفتارش کند یا اینکه محو جنبه عاطفی . اما این تئاتر است و تماشاگر فاصله اش از صحنه یکسان است و بازیگر است که باید موقعیت خود را بسته به شرایط مختلف تغییر دهد تا هم دیده و هم شنیده شود . اما در سینما با دوربین و میکروفن طرفیم .

اینم سه صفحه دیگه از کتاب امیدوارم مفید باشه برای دوستداران این رشته ...اینم سه عکس از اجرای تئاتر آقای مهدی پاکدل ، مهران رنجبر و خانم گوهر خیراندیش... 

  ـــــــــــــــتـــــــــــــئـــــــــــــــــــــــــــا تـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــر   

   ـــــــــــــــتـــــــــــــئـــــــــــــــــــــــــــا تـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــر  

     ـــــــــــــــتـــــــــــــئـــــــــــــــــــــــــــا تـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــر  

بله اینم از عکسا امیدوارم خوشتون اومده باشه ممنونم بابت اینکه همراهیم میکنین مثل همیشه همه شما عزیزان و به خدای بزرگ و مهربون میسپرم           

                                                         و یاعلی...

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم دی 1390ساعت 17:12  توسط شیدا  | 

کتاب

سلام عرض میکنم خدمت همه دوستان عزیزم

امیدوارم همیشه سالم و سلامت باشید همراه با آرامش...

امروز قصد دارم یه کتابی که مال استاد پودفکین هست رو بهتون معرفی کنم و چند صفحه از اون کتاب رو براتون تو

این پست بذارم مطالب جالب و خوندنی در مورد بازیگری توش نوشته شده اسم این کتاب فن بازیگری و سینماس

خب بریم چند صفحه رو باهم بخونیم:

صفحه ی اول

نخستین الزامی که در سینما باید بازیگر بدان توجه کند خوب دیده شدن و خوب شنیده شدن است شاید این

مفهوم تئاتر باشد در تئاتر آخرین نفر در سالن در آخرین صندلی باید هم صدا را بشنود و هم تصویر را ببیند .

حرکت در بازی هر چه وسیع تر باشد او دشوار تر می تواند مدارج ضعیف تر صدایش را به تماشاگر انتقال دهد .

بلندی صدا و گستردگی حرکت به تعمیم شکل و سبک سازی می انجامد و این ، به عنوان یک تکنیک سر انجام

به خشکی و سردی می گراید .

در سینما تکنیک کار بازیگر را سبک تر می کند از این لحاظ که ضرورت غلبه بر یک رشته تناقضات خاص تئاتر را از

گردن او بر می دارد ( تناقضاتی از قبیل لزوم تشدید لحن و صدا یا غلو در حرکات به منظور غلبه بر فضایی که ،

در یک ساختمان بزرگ ،بازیگر را از تماشاگر جدا می کند).

بازیگر برای آفرینش انگاره ای منسجم و حقیقت مانند آن را جذب می کند . بازیگر باید با توجه به هدف مندی و

جهان بینی حاکم ، بر آن مادیت بخشد و یک بازیگر خوب باید از لحاظ عینی و ذهنی یک نقش را بسازد .

نقشی که یک بازیگر بازی می کند ظاهرا در سناریو به آن پرداخته شده است . ولی در اصل باید بر اساس

طبیعت آن نقش ساخته شود . برخورد عاطفی بازیگر با نقش،احساس او در مورد آن جنبه ای از انگاره که او را

خصوصا بر می انگیزد . و باید این عواطف و احساسات در نظر گرفته شود . کار بازیگر با انگاره دو گانه است .

انگاره ای که بازیگر با کار خود می سازد از یک سو از خود او به عنوان شخصی با خصوصیات فردی معین مایه

می گیرد و از سوی دیگر مشروط به فعل و انفعال این عنصر شخصی با محتوای کلی نمایشنامه است . و هدف

بازیگر شناساندن شخصی واقعی به تماشاگر است .


صفحه ی دوم

بازیگر باید شخصی را که می تواند درجامعه باشد بازی کند . اگر مهربانی نقش خبیثی را بازی می کند در درون

او مهربانی در هنگام بازی وجود دارد . آفرینش انگاره نباید صرفا با نمایش مکانیکی کیفیاتی بیگانه با او صورت

گیرد بلکه باید با انقیاد و انطباق کیفیات ذاتی او انجام شود . یک انگاره نباید تنها با الحان دیکته شود و حرکت و

فرمول ها و هوس ها و تکرار کورکورانه ایجاد شود بلکه باید با انقیاد و نمایش ،فردیت زنده ی خود بازیگر بیان

گردد . عمل و احساس به بیانی ساده تر بازی مکانیکی و بازی احساسی دو تضاد در کار بازیگری هستند که

تنها با وحدت این دو هست که انگاره ی مورد نظر به زیبایی بر پرده ظاهر می گردد . در واقع عمل در سناریو به

سادگی بیان شده است و بازیگر با احساس می تواند ان را تعمیم بخشد البته به گونه ای که به سناریو لطمه

نخورد .

بازیگر در درجه ی اول یک شخص زنده است .و بعد به عنوان یک تیپ ( منظور از تیپ همان نقش بازیگر است

البته به بیان پودفکین ) در فیلم قرار می گیرد و او نمی تواند انگاره ی مورد نظر را تنها با تیپ بیافریند : غرض و

هدف تکنیک بازیگر دستیابی به وحدت است ، دستیابی به تمامیتی آلی در انگاره ی زندگی واری که او خلق

می کند .

اما مانعی که در سر راه بازیگر سینما قرار می گیرد : بله ، شکستن اجزای صحنه . یا همان تدوین


صفحه ی سوم

استانیسلاوسکی در تمرینها به بازیگرانش می گوید که نه تنها نقش خود در نمایشنامه بلکه مکمل ناموجود آن

در متن را نیز بازی کنند ، چون این مکمل به بازیگر امکان می دهد که خود را کاملا در نقشش احساس کند ،

این کار به تمرین او تداوم می بخشد وقفه های را که بین کار فیلم برداری ایجاد می شود را از بین می برد .

بازیگر باید آن چیزی را که می خواهد بازی کند باور کند به طور مثال اگر در صحنه قرار است قتلی را انجام دهد

باید خود را یک قاتل بپندارد و همچنین حالات و رفتار او را نیز حس کند و در درونش به وجود آرد تا شاید بتواند نه

تنها معنی این قتل را باطنا احساس کند بلکه همه ی احتمالات آن و اثرش بر شخصیت انگاره را نیز هر چه

واقعی تر دریابد .

حال در اینجا بحثمان را به بیان تمرین سوق می دهیم :

تمرین راه خاصی است که در فیلم سازی و تئاتر استفاده می شود و به بازیگر در تلاشش برای حلول در نقش

یاری می دهد .

کار در سینما به دلیل اینکه یک بازیگر ممکن است ابتدای نقشش را امروز و انتهای آن را فردا یا شاید چند روز

دیگر و همچنین اواسط آن را انجام دهد بسیار دشوار است و به دلیل این عدم تداوم در کار سینما آن حسی که

ما از آن صحبت کردیم به طور کلی از بین می رود .

اینم سه صفحه از نوشته های ایشون یه عذر خواهی هم داشته باشم از دوستای عزیزم من بی مقدمه

رفتم سراغ اصل مطلب کتاب ، بخاطر این مورد منو ببخشید...

خب امیدوارم مفید بوده باشه تو پست های بعد انشاالله صفحات دیگه این کتاب رو میذارم تا استفاده لازم رو

کرده باشیم طبق معمول پست های قبل اینم از این و تا پست بعد خدا یار و یاورتون...

+ نوشته شده در  شنبه سوم دی 1390ساعت 16:41  توسط شیدا  | 

با سلام و عرض ادب خدمت همه دوستای عزیزم

حالتون که خوبه؟خدارو شکر. امروز اومدم یه کم در مورد مفهوم رشته نمایش براتون توضیح بدم پس

بی مقدمه بریم سراغش...

وظيفه نمايش را انتقال مفاهيم انساني در تمام سطوح دانسته‌اند. در كشور ما بسياري از بزرگان

نمايش، ساليان درازي است كه به اين رشته غناء بخشيده‌اند و هميشه در خاطرات خود به منشاء

اصلي موفقيت‌شان، كه تئاتر باشد، اعتراف دارند

 رشته نمايش گرايش‌هائي همچون ادبيات نمايشي- بازيگري- گارگرداني- نمايش عروسكي-

صحنه‌گرداني را در خود جاي داده و دانش‌آموزي مي‌تواند در اين رشته موفق باشد كه در انجام كار

گروهي توانا ، به ادبيات فارسي مسلط، حافظه قوي و ذهني خلاّق و مبتكر داشته باشد.

ضريب دروس درك عمومي هنر و خلاقيت تصويري و تجسمي، و خلاقيت نمايش 4 مي‌باشد.

فارغ‌التحصيلان اين رشته بعنوان گروهي از هنرمندان جامعه وظيفه انتقال مفاهيم فرهنگي را با بياني

هنري عهده‌دار مي‌باشند. اين فارغ‌التحصيلان توانايي انجام كليه امور مربوط به نمايش اعم از

نويسندگي، كارگرداني، بازيگري، دكورسازي، صحنه‌‌آرايي، نمايش عروسكي را متناسب با گرايش خود

دارا بوده و مي‌توانند جذب مراكز هنري و آموزشي شوند.

اینجا به یه نکته ای هم اشاره بکنم که این رشته کلا 123 درس داره که بعضیاش باید پاس بشه....

کسایی که در این رشته فعالیت دارن باید خودشون رو از تمام جهات آماده کنن تا با هر اتفاقی روبرو

بشن ...

نمایش در غرب به سه دسته تراژدی ، کمدی و درام تقسیم میشه.

تراژدی: تراژدی به تصویری از ناکامی شخصیت های برجسته گفته میشه ویا بهتر بگم داستانایی که در

مورد اشخاص بزرگ نوشته میشه.

کمدی: کمدی به تصویر کشیدن عیوب و رذیلت های اخلاقی یک گروه ، ملت یایک فرده که مایه خنده

باشه و البته عبرت آموز.

درام: درام هم تصویری از زندگی معمولی افراد با تمام تضاد ها و تعارض های آن مثل فیلم های

معمولی که همیشه از دیدنشون لذت میبریم!

و نمایشنامه هاهم به چند دسته ی دینی ، ملی ، سیاسی ، اجتماعی تقسیم میشن حتما

شنیدین که میگن موضوع فلان فیلمنامه اجتماعی هستش بیانگر همین موضوع هست.

اینم یه توضیح مختصر از این رشته امیدوارم خوب بوده باشه برای همتون آرزوی موفقیت میکنم و تا

پست بعد به خدا میسپارمتون...


+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم آذر 1390ساعت 14:49  توسط شیدا  | 

مصاحبه

یه سلام سرد پاییزی خدمت همه دوستانی که با قدم های گرمشون اینجارم گرم میکنن

حالتون خوبه؟امیدوارم هر جاکه هستید در سلامت کامل به سر ببرید همراه با آرامش...

دوستای عزیزم من تو پست قبل بهتون قول داده بودم یه مصاحبه از استاد قبه زرین پیشکسوت تئاتر و سینما

براتون بذارم اما متاسفانه به دلیل اینکه ایشون فوت کردن من نتونستم به طور مستقیم از ایشون سوالاتی رو

بپرسم و تووبلاگ بذارم اول از همه همین جا به خانواده محترمشون تسلیت عرض میکنم اما چون قول مصاحبه

داده بودم امروز یه مصاحبه از خانم الناز حبیبی براتون میذارم دیدم فعلا هیچ وبلاگی برای ایشون درست نشده

خواستم اولین کسی باشم که مصاحبه ایشونو تو وبلاگم میذارم (من یکی از طرفدارای ایشون هستم!!)

خب بریم سراغ مصاحبه:


 از پنجم ابتدایی بازیگرم

قبل از اینکه اصلا بخواهم تصوری از بازیگری و دنیایش داشته باشم، از پنجم ابتدایی وارد این عرصه شدم!

علاقه‌‌ام به این حرفه از زمانی شروع شد که در کلاس انشاء مدرسه، موضوع انشاء «دوست دارید چه کاره

شوید؟» بود. با وجود اینکه هیچ اطلاعی از بازیگری نداشتم، در انشایم نوشتم دوست دارم بازیگر شوم! ۵-۴ ماه

بعد از آن انشاء برای بازی در یک کار مستند به کارگردانی آقای «محمدرضا شریفی» انتخاب شدم و جلوی

دوربین رفتم. بعد از این کار چند وقتی در کانون پرورش کودکان کارهای نمایشی انجام دادم تا اینکه آقای

«سعید سلطانی» برای ۳ تا از فیلم‌های‌شان من را انتخاب کردند و کم‌کم به‌صورت جدی‌تر این حرفه را دنبال

کردم. برای ۳ فیلم از کیانوش عیاری جلوی دوربین رفتم، سریال «فاصله‌ها» را بازی کردم، با پروژه سینمایی

«پیتزا مخلوط» که هنوز اکران نشده همکاری کردم، سریال «سی‌امین روز» که در ماه رمضان پخش شد را بازی

کردم و الان هم مشغول بازی در سریال آقای «سیروس مقدم» هستم که ۳۰ قسمتی است و احتمالا آذر ماه

از تلویزیون پخش خواهد شد. در این کار با خانم «آزیتا حاجیان»، «همایون ارشادی»، «مهران احمدی» و

«حسین مهری» همبازی هستم و تصور می‌کنم آن کار خیلی به بیشتر دیده‌ شدنم کمک کند.


 من همان الناز کوچولوی تئاترم

به ‌دختر‌‌ها و ‌پسرهایی که دوست دارند بازیگر شوند، توصیه می‌کنم حتما کارشان را از تئاتر شروع کنند. ببینید

بسیاری از بازیگران درجه یک سینمای ایران مثل «سیما تیرانداز»، «پرویز پرستویی»،


«رضا کیانیان» و بسیاری دیگر از بزرگان سینمای ایران از تئاتر شروع کرده‌اند. زمانی که بچه بودم کارم را با تئاتر

شروع کردم و در نخستین کار جدی‌ام در تئاتر، برنده جایزه دوم زن تئاتر شدم. تئاتر جایی است که خیلی‌ها

کارت را می‌بینند و به یکدیگر توصیه‌ات می‌کنند؛ تنها شانسی که به من کمک کرد تئاتری‌ها اسمم را بشناسند

این بود که از بچگی در تئاتر بازی می‌کردم و هر جا می‌رفتم همه می‌گفتند «اِ این همون الناز کوچولوی تئاتره؟»

هیچ رابطه یا واسطه‌ای من را بازیگر نکرد بلکه از همان پنجم دبستان که تئاتر بازی کردم، روی پای خودم

ایستادم. از طرفی کلاس‌های بازیگری معتبری که امروز وجود دارند مانند کلاس‌های استاد سمندریان و امین

تارخ، بهترین محل برای آموختن حرفه‌ای بازیگری است. این‌طوری به نفع خود آن فرد است که پخته و با تکنیک و

تجربه کافی سر کار بیاید، تا اینکه بخواهد خیلی خام، بدون اینکه حتی بداند دوربین چیست، میزانسن چیست،

پلان چه مفهومی دارد و…، سر صحنه برود شاید یک نفر با رابطه تا حدی جلو برود اما مطمئن باشید یک روز

محو خواهد شد.


 اولش همه به شهرت فکر می‌کنند اما بعد…

مطمئنا هر کسی که وارد بازیگری می‌شود، دوست دارد به قله برسد و سوپراستار شود، من هم از این قاعده

مستثنی نیستم اما همیشه گفته‌ام اگر قرار است رسیدن به این نقطه برایم خطرناک باشد و آن چیزی که فکر

می‌کنم نباشد، همان بهتر که نرسم. برای رسیدن به چنین مرحله‌ای خیلی باید تجربه به دست بیاورم، تلاش

کنم و زحمت بکشم. دوست دارم اگر قرار باشد به قله بازیگری برسم، خوب برسم و درکنار شهرتی که به

دست می‌آورم، برای مردم محبوب باشم. باور کنید شعار نمی‌دهم، اصلا دوست ندارم مثل بازیگرانی شوم که با

وجود داشتن شهرت همه مردم به خاطر رفتارهای بدشان از دست‌شان ناراحتند! شاید ابتدا که می‌خواهی

وارد بازیگری شوی، تمام فکر و ذکرت رسیدن به شهرت باشد اما چند وقت که از کارت می‌گذرد، دیگر آن

جذابیتی که تصورش را داشتی برایت ندارد.

و یه مصاحبه شخصی از ایشون:

الناز حبيبي از زبان خودش

سلام. الناز حبيبي در فصل گرم اما زيباي تابستان به دنيا آمد. دقيقا 21/5/1367، مجرد و دانشجوي رشته

تدوين است. الناز از سال 1378 كارش را با كانون پرورش فكري كودكان شروع كرده تا به اينجا كه چند سريال و

فيلم سينمايي بازي كرده.

تازه چه خبر...

اخيرا دو تا كار مناسبتي براي ماه رمضان روي آنتن داشتم. يكي «پنج كليومتر تا بهشت» آقاي عليرضا افخمي و

«سي‌امين روز» آقاي جواد افشار كه هر دو كار را دوست دارم و همين طورمشغول بازي در سريال جديد «تا

ثريا» به كارگرداني آقاي سيروس مقدم نيز هستم. در اين كار با بازيگراني مثل آزيتا حاجيان، هومن سيدي، ليندا

كياني، حسين مهري و مهران رجبي همبازي هستم. همين طور فيلم سينمايي «پيتزا مخلوط» به كارگرداني

حسين قاسمي جامي را آماده اكران دارم.

نقطه افتخار كارنامه‌ام

بازي در سريال «روزگار قريب» آقاي كيانوش عياري هميشه برايم يك افتخار بزرگ است، اما كاري كه باعث شد

من ديده شوم، سريال «فاصله‌ها» بود، سريالي كه در ميان مردم جاي خود را باز كرده بود و همه آن را دوست

داشتند. نقش صبا برايم يك نقطه پرتاب بود.

بازي در كارهاي مناسبتي

نمي توانم بگويم اين از خوش شانسي من بوده يا نه، اما امسال دو كار همزمان را روي آنتن دارم.درباره سريال

«سي‌امين» روز بايد بگويم اين كار قرار بود سال گذشته پخش شود كه نشد و پخش آن به امسال موكول شد

و امسال كه من در كار «پنج كيلومتر تا بهشت» هم بازي داشتم. تا به اين جا كه خدا را شكر همه چيز خوب

بوده و از پخش هر دو كار راضي هستم.

انرژي مردم...

ما مردمان بسيار با هوشي داريم.اين كه كارها را مو به مو دنبال مي‌كنند و براي ديدن كارها وقت مي‌گذارند

ارزش زيادي دارد. گاهي از مردم برخوردهايي را مي‌بينم كه باورش برايم سخت است، آنها هنوزهم «صباي

فاصله‌ها» را به ياد دارند و برايش دلسوزي مي‌كنند. همين برخوردها براي من يعني بزرگ‌ترين پاداش.

خدا چه روزي را نياره؟

آرزو مي‌كنم خدا خيلي از روزها را نياورد. خدا هيچ وقت روزي را نياره كه دل كسي بشكنه واتفاق بدي براي

كسي بيفته و كسي غمگين باشه. آرزو مي‌كنم همه آدم‌ها هميشه در آرامش مطلق زندگي كنند.

الناز حبيبي كيه؟!

سعي مي‌كنم آدم صبوري باشم. از خودم تعريف نمي‌كنم اما شديدا آدم رازداري هستم. براي دوستي و رفاقت

ارزش زيادي قائلم.سعي مي‌كنم كسي را از خودم نرنجانم و تمام تلاشم اين است كه انسان خوبي باشم.

هزينه الناز حبيبي شدن

من براي كارم وقت گذاشتم، انرژي زيادي را براي كاري كه دوست دارم صرف كردم، پس  گران‌ترين چيزي كه

پرداخت كردم عمرم بوده. گاهي شده به مهماني نرفتم، در خانه ماندم و كتاب خواندم، فيلم ديدم تا چيزهاي

جديدتري ياد بگيرم. چون كارم برايم ارزش زيادي دارد پس من هم براي آن ارزش قائلم و بهايش را پرداخت

مي‌كنم.

گاهي دلتنگ و گاهي شاد

خيلي دلم براي صدا كردن مادر تنگ شده. هميشه از ديدن ناراحتي مردم دلتنگ مي‌شوم.از اين كه كسي

دلش بشكند به شدت آزرده‌خاطر مي‌شوم و برعكس هميشه از شنيدن صداي خنده آدم‌ها خوشحال مي‌شوم.

اين كه مردم به همان چيزي كه خدا به آنها داده قانع هستند و با همان هم مي‌خندند واقعا شاد مي‌شوم.

حرف آخر...

الان كه سر سفره افطار هستم براي همه خوانندگان خوب‌تان از ته دل دعا مي‌كنم. اميدوارم به هر آنچه كه

دوست داريد برسيد.اگر خدا صلاح بداند مطمئن باشيد براي برآورده كردن آرزوهاي‌تان لحظه‌اي ترديد نمي‌كند.

باور كنيد...

از لابه‌لاي حرف‌هاي الناز حبيبي

خانواده خوبي دارم.

دلم براي مادرم خيلي تنگ شده.

براي همه انسان‌ها آرامش را آرزو مي‌‌كنم.

بازيگري برايم يك احساس مسئوليت است.

بله اینم مصاحبه از خانم حبیبی و چند تا عکسم هست:

  الــــــــــــــــــــــــــــــنـــــــاز حــــبــــــــــــــــــــــــــیــــــــــــــــبِِِِِِــــــــــــــــــی

    الــــــــــــــــــــــــــــــنـــــــاز حــــبــــــــــــــــــــــــــیــــــــــــــــبِِِِِِــــــــــــــــــی

عکس زیاد داشتن اما من سعی کردم تکراری نذارم

خب اینم از مصاحبه و عکسا من اینجا از فعالیت های هنری آقای قبه زرینم چندتارو میگم تا نامردی نشه...

به گزارش خبرنگار سرویس تلویزیون و رادیو خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، محمد قبه‌زرین در سال ۱۳۴۷

گروه هنری آریا را در تبریز تاسیس کرد. از سال ۱۳۴۲ در رادیو و تلویزیون ملی استخدام شد. وی هم‌چنین عضو

انجمن صنفی گویندگان جوان تهران و از بنیانگذاران گروه نمایش رادیو تبریز بود.

محمود قبه‌زرین در نمایش‌نامه‌هایی نظیر «پهلوان اکبر می‌میرد» نوشته‌ی بهرام بیضایی، «بهترین بابای دنیا»

نوشته غلامحسین ساعدی، «تراژدی رستم و سهراب» نوشته‌ی محمود قبه‌زرین، «یاغی‌ها» نوشته‌ی خسرو

حکیم‌رابط و … فعالیت داشته است.

وی همچنین در سال ۸۱ در فیلم «بانوی من» به کارگردانی یدالله صمدی و در سال ۸۲ در فیلم «شهر زیبا» به

کارگردانی اصغر فرهادی و «مارمولک» به کارگردانی کمال تبریزی نقش‌آفرینی کرد.

این دوبلور در سریال «اغما» به زبان آذری و هم‌چنین در قسمت اول انیمیشن «شرک» نیز در نقش حاکم

(پدر‌فیونا) گویندگی کرده است.

یک بار دیگه من به خانواده محترم استاد قبه زرین تسلیت میگم بله اینم از پست امروز امیدوارم مفید بوده باشه 

تا پست بعد همراه با مطالب جدید دیگه

                                                                 یا حق...


+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم آذر 1390ساعت 12:3  توسط شیدا  | 

میمیک

سلام عرض میکنم خدمت تمام دوستای عزیز و گرامی

ممنونم که این چند روزه رو باهام بودین امروز اومدم تا در مورد اصلی ترین مورد در بازیگری یا بهتر بگم رشته نمایش

توضیح بدم آماده این؟! پس بریم...

ما چهار نوع بازیگری داریم

نوع اول : بازیگر تئاتر

نوع دوم : بازیگر سینما

نوع سوم : بازیگر تلویزیون

نوع چهارم : بازیگر رادیو

مسلما خیلی از بازیگرای کشورمون هم همه اینا رو تجربه کردن...

هر شغلی طبق نوع کار یه ابزاری رو میخواد که شخصی که در اون شغل فعالیت داره میتونه با اونا طرح خودشو

خلق کنه مثلا تو نقاشی فرد نیاز به قلم رنگ و دیگر ابزار داره در این رشته تحصیلی یا بهتر بگم شغل بازیگری

ابزار مورد نیاز بازیگر 1 - بیان    2 - بدن     3 - حس

اینا ابزاری هست که بازیگر تو کارش استفاده میکنه مهمترین ابزار بیان هست که شخص باید تمرین های زیادی

روی اون انجام بده به طوری که حرف هارو درست تلفظ کنه و کلمات رو نخوره و دیگر چیز هایی که لازمه

بدن : فیزیک بدنی بازیگر هم مهمه چون یه بازیگر باید بتونه خوب بدوئه و حرکات لازم رو انجام بده و...

حس : ما تو بازیگری 360 نوع حس داریم یعنی طوری نیس که مثلا حس ترس شخص از امتحان با ترس از قتل

برابر باشه و مسلما اینا باهم متفاوته و یا حتی سلام کردن، سلام کردن یه آدم خوشحال با آدم ناراحت کاملا

متفاوته.

و حالا اجزاء ...

مهم ترین اجزا در بازیگری میمیک هست. میمیک به اجزاء صورت میگن ( چشم ، ابرو و ... )

و مهمترین جز هم تو میمیک چشم هست یعنی تو بازیگری بازی با چشم اهمیت ویژه ای داره و تاثیر به سزایی

روی بازی فرد میذاره.

در همه انواع بازیگری این اجزاء در جا و موقع خاص خود مورد استفاده قرار میگیره شاید بگین توی بازیگری رادیو

میمیک چه کاری انجام میده!! میمیک هم در اینجا به صورت پنهان مورد استفاده قرار میگیره به این صورت که

گوینده رادیو با حرف زدنش و حرکات دهان مفهوم چیزی رو به ما میرسونه و امثال این ها...

بله ، امیدوارم مفید بوده باشه منتظر پست بعد باشین چون یه مصاحبه از پیشکسوت بازیگری ( آقای محمود

قبه زرین ) بازیگری از آشناهامون هست رو میذارم تا استفاده لازم رو ببریم از حرفاشون و به این ترتیب طبق

قولی که دادم مصاحبه از بازیگران جوان دیگه حالا تا پست بعد...

                                                                                  یا علی ...

+ نوشته شده در  شنبه پنجم آذر 1390ساعت 20:57  توسط شیدا  | 

اصول بازیگری

سلام به همه دوستان عزیزم

امیدوارم همه خب و سلامت باشید همراه با آرامش...

امروز من اومدم تا شما رو با اصول بازیگری آشنا کنم اینجا به یه مطلب هم اشاره

میکنم که در این متن کلمه هایی هست که در این رشته زیاد به کار رفته میشه پس مطمئن باشید که در مورد اوناهم توضیح میدم و اما

                                               اصول بازیگری

یك دید، بازیگری سه ركن اساسی دارد: حركت (بدن) بیان (صدا) و ذهن(تخیل و

تمركز و تفكر) تقویت بازیگر در این سه اصل تقریبا معادل است با ارائه بهتر و جذاب

تر نقش مربوط. اما برای تقویت این عوامل و در نتیجه توان بازیگری چه باید كرد؟

تمرین های زیر در این راستا مفید هستند: 1-تمرین های حركت: هدف از این تمرین

ها راحت شدن عضلات و رهایی از گرفتگی و ایجاد قابلیت انعطاف است. در سینما

شات ها و نماهای مختلفی در خدمت بازیگر هستند كه بازیگر میتواند بازی خود را

با نمای مربوط تطبیق دهد. مثلا در سینما بازیگر در نمای كلوز آپ نیازی به گرم كردن

پاها و دستها ندارد.اما در تئاتر تماشاگر مدام هنرپیشه را در نمای فول یا لانگ شات

می بیند(تمام قد و با قابلیت حركت). تمرین های كششی مناسب قبل از پرداختن

به نمایشنامه می تواند بازیگر را برای ایفای بهتر نقش آماده كند. غیر از حركات

درشت بدن عضلات صورت (میمیك) نیز نقش حائز اهمیتی در كیفیت ارائه بازی دارد.

حركت مردمك چشم ها،چرخش زبان در دهان،حركات ابرو تا حد امكان،حركت

درشت لبها و باز و منقبض كردن صورت به شكل غلو و اغراق آمیز قبل از كار میتواند

تاثیر به سزایی در آمادگی انتقال حس بازیگر داشته باشد. 2-تمرین بیان: ارائه ی

بیان مناسب در تئاتر بسیار سخت تر از سینماست. در تئاتر بوم صدا حركات بازیگر را

تعقیب نمیكند و او باید خود صدای خود را به تمام تماشاگران حتی تماشاگران

انتهای سالن به شكل واضح و مفهوم و رسا برساند! صدای بازیگر باید رسا باشد:

یعنی به خوبی به گوش تماشاگران برسد.تمرین صداهای آوایی و یا شعرهای كوتاه

با تن صداهای مختلف میتواند كمك خوبی در این مورد باشد. شایان ذكر است كه

یك بازیگر باد بتواند حتی گاها صدای درگوشی را طوری بیان كند كه تماشاگران

انتهای سالن نیز آنرا بشنوند و بفهمند. صدای بازیگر باید واضح و مفهوم باشد:

خوردن حرفهای آخر كلمه یا جمله یكی از ایرادات و مشكلات اساسی بازیگران تازه

كار است.بیان در تئاتر باید كاملا واضح مطرح شود و تك تك حروف كلمات قابل

تشخیص باشند. در این راستا امثال تمرین های زیر مفیدند:(این تمرین ها را با

صدای بلند انجام دهید و مراقب باشید كه كلیه ی حروف را واضح ادا كنید) در

لُرستان نُه لُر است و هر لُری نُه نَره لر نره لر چه نره لر!هر نره لر نه نره لر رشته‌ی

تسبیح اگر بگسست، معذورم بدار! دستم اندر ساعد ِ ساقیّ ِ سیمین ساق بود!

جمله ی ناگوارشت از طلب گوارش است ترك گوارش ار كنی زهر گوار آیدت سرو

چمان من چرا میل چمن نمی‌کند همدم گل نمی‌شود، یاد سمن نمی‌کند تو چو

بوبك ربابی به ستیزه تن ز دستی من خسته از ستیزت به نفیـر چون ربابم تو گرد

دلم گردان من گرد درت گردان در دست تو در گردش سرگشته چو پرگارم پنج من

پشم و پنج من کشک پنج من کشکِ پنج پشمش کم پنج من پشمِ پنج کشکش کم

و دیگر اینكه صدای بازیگر باید بدون لهجه (به جز موارد خاص كه تعمدیست) و

همچنین شفاف باشد. 3- تمرین سه اصل ذهنی تفكر ، تخیل و تمركز: در این مورد

تمرین های بداهه پردازی، خلاقیت در ایفای نقشها در موقعیت های خاص بدون

ارائه دیالوگ، و آماده سازی بازیگر به شكل رویا پردازی و تخیل با چشمان بسته و

در سكوت(فقط با تصویر سازی كارگردان و صحبتهای آرام او) كه برای رهایی از

دغدغه ها و مشغولیات فكری خارج از كار صورت میگیرد،میتواند مفید باشد.


این از اولین مطلبی که گذاشتم و امیدوارم مورد استفاده همه واقع شده باشه

ممنونم که با من همراه هستین و تا پست بعد با مطالب جدیدتر

           یا حق...

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم آبان 1390ساعت 14:49  توسط شیدا  | 

شروع جدید

       به نام خداوند جان و خرد               کزین برتر اندیشه بر نگذرد

سلام عرض میکنم خدمت همه ی کسایی که لطف میکنن و این وبلاگ رو برای مطالعه کردن انتخاب میکنن.

قصد من از این وبلاگ ، گذاشتن اطلاعاتی در مورد رشته نمایش در اختیار عزیزان است.

امیدوارم تونسته باشم در شروع کار اطلاعات خوبی رو در اختیارتون بذارم و استفاده لازم رو برده باشیم.در پست

های بعد شاهد مطالب جدید خواهید بود... و گاه گاه هم یه مصاحبه مفید و عکس از بازیگران میذارم...

تا پست بعد و شروع جدید

       یاعلی...

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم آبان 1390ساعت 10:51  توسط شیدا  |